اگر تو نبودی، عشق نبود.
همینطور اصراری برای زندگی.
اگر تو نبودی، زمین یک زیرسیگاری گلی بود.
جایی برای خاموش کردن بیحوصلگیها.
اگر تو نبودی، من کاملاً بیکار بودم.
هیچ کاری در این دنیا ندارم ...
جز دوست داشتن تو.
رسول یونان
اگر تو نبودی، عشق نبود.
همینطور اصراری برای زندگی.
اگر تو نبودی، زمین یک زیرسیگاری گلی بود.
جایی برای خاموش کردن بیحوصلگیها.
اگر تو نبودی، من کاملاً بیکار بودم.
هیچ کاری در این دنیا ندارم ...
جز دوست داشتن تو.
رسول یونان
چقدر شبیه مادرم شده ام
چرا نمی شناسی ام ؟
چرا نمی شناسمت ؟
می دانم که مرا نمی شنوی
و من اینرا از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم
دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و
به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
می بینی تا کجا به انتحار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند .
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !
حسین پناهی